تبليغاتX
صلح جهان
(درد ،حرف نیست///درد نام دیگر من است(قیصر امین پور
 
Image and video hosting by TinyPic

 

نخستین سالگرد پایگذاری تارنمای صلح جهان را گرامی می داریم.

دو خبر مهم

۱-دکتر رامین جهانبگلو از زندان آزاد شد.

۲-روزنامه شرق توقیف شد.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا جعفری در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 19:5
 

بیژن نجدی : معلم ، نویسنده ، شاعر

علیرضا جعفری

1- چهارم شهریور ماه هر سال از آن سالیکه او غروب کرد من یاد گرفتم که مثل یوزپلنگان در میان جنگل،کوهپایه ،دشت و... فقط بدوم. یاد گرفته ام که در ان لحظات به یک چیز فکر کنم : سرخوشی. از این جهت که نوشته هایت مانند بادی که در حال دویدن به صورتم می خوردبه من چنان وجدی می دهد که قابل وصف نیست . درست مثل همان یوزپلنگ سرخوشی که با تو می دوید . " دوباره از همان خیابانها " به دنبالت دویدم اما تنها سایه هایت را دیدم و مثل " داستانهای ناتمام" فکر کردم که سایه چیز کمی است باید خودت را بیابم . گاهی اوقات دوست داشتم عصایت باشم تا شاهد به زمین کوفتنم باشم که تو در پی یافتن کلمات از زمین بودی ویا شاید رف گوشه منزلت بودم . آه! نمی دانم اصلا توصیفش برای من مشکل است بگویم که به کدامیک از وسایلت شبیه باشم . چه سود که من آن هنگام نفهمیدم تو چه میگویی . این هم به کلیشه ای تبدیل شده است که پس از مرگ همه آدمی را می شناسند گاهی اوقات در این کلیشه ها گم می شوند و احساس می کنم مانند تخم مرغی که محکم به دیوار خورده و پخش شده است به این دنیا چسبیده ام و خود نیز نمی دانم چه می خواهم ! این هم تکراریست ولی من بجز تکرار در باره ات چه می توانم بگویم ؟ تو همانی مثل باغهای چای کنار منزلت همیشه سرسبز بهار و زمستان هم ندارد ولی من چه ؟ اکنون که به فصل پاییز نزدیک شده ایم دلگیرم . دلگیر از آن جهت که یاد بهار و یاد خیلی چیزها به ذهنم می آید . این یادها مرا خواهد کشت یاد "خواهران این تابستان" که چگونه در پی هم دویدند .

2- بیژن نجدی پیش از هر چیز یک معلم بود و قبل از هر معلم بودنی یک معلم ریاضی . دانش آموزان بسیاری از او درس آموختند اما در اندیشه اش او همیشه یک معلم ادبی بود سبک خاص داستانهای کوتاه اوکه نشات گرفته از سورئالیسم است خود گویای این است که او به زبان خاصی از داستان سرایی رسیده بود . او تنها توانست مجموعه داستان " یوزپلنگانی که با من دویده اند " را در زمان حیات خود به بازار کتاب عرضه کند و همان یک کتاب کافی بود که قشر کتابخوان را متوجه نبوغ این نویسنده کند . اکنون چاپ نهم آن اثر توسط نشر مرکز در بازار موجود است و حتی داستانهای کوتاهی نیز از این مجموعه به زبان فرانسه برگردانیده شده است . پس از درگذشت او در سال 1376 خورشیدی کار گردآوری و نشر آثارش را همسرش خانم پروانه محسنی آزاد به عهده گرفت . درست که همه این داستانها و چکامه ها به پای آثار منتشر شده در زمان حیات نجدی نبود اما درخور توجه اند .

او به خوبی توانسته بود از بوم خود و آنچه در اطراف خود چه نزدیک و چه دور می گذشت در داستانهایش استفاده کند . این امر به وضوح تمام در آثارش مشهود است او اهل گیلان بود و دوران معلمی اش را در لاهیجان سپری کرد و در آن شهر نیز بدرود حیات گفت . در اشعارش به خوبی توانسته مزارع برنج و چای را و از همه مهمتر طبیعت سرسبز آن منطقه را برای خواننده ملموس کند . داستانهای کوتاهش آمیزه ای از هنر و تکنیک است .

3- بیژن نجدی در چهارم شهریورماه یکهزاروسیصدوهفتادوشش در سن 54 سالگی در اثر بیماری ریوی درگذشت . مزار او در گورستان شیخ زاهد لاهیجان می باشد . روی سنگ قبر او نوشته شده است " بیژن نجدی : معلم ، نویسنده ، شاعر " .

* اسامي كتابهای نجدی با رنگ آبی مشخص شده است .

|+|
نوشته شده توسط علیرضا جعفری در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 18:18